الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
164
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
بر گردن من بود . امام فرمود : ( دروغ مىگويى ) آيا تو نمىدانى كه من احدى را به بيعت اكراه نكردم . اگر بنا بود كسى را اكراه كنم « سعد بن ابى وقاص » و « عبد اللَّه بن عمر » و « محمد بن مسلمه » را ( كه از تو ضعيفتر بودند ) به بيعت مجبور مىكردم ؛ آنها با من بيعت نكردند و بىطرف ماندند من هم دست از آنها برداشتم . در همان كتاب آمده است كه عمار ، عبداللَّه بن عمر و سعد و محمد بن مسلمه را به بيعت با امام دعوت كرد . آنها ابا كردند او اين خبر را به امام رسانيد . حضرت فرمود : اين گروه را رها كن . اما « عبد اللَّه بن عمر » مرد ضعيفى است و اهل تصميم نيست و « سعد بن ابى وقاص » انسان حسودى است و گناه من در مورد « محمد بن مسلمه » اين است كه در روز خيبر برادرش را كشتم . « 1 » امام عليه السلام در بخش آخر اين نامه اشاره به مطلب مهمى مىكند كه دستاويز اصلى طلحه و زبير در خروج بر ضد امام و روشنكردن آتش جنگ جمل بود و آن اينكه آنها قتل عثمان را كه خود از عوامل اصلى آن بودند به امام كه دامانش از آن پاك بود نسبت داده و آن را دليل بر بيعتشكنى خود قرار دادند ، مىفرمايد : « شما چنين پنداشتهايد ( و به دروغ تبليغ كردهايد ) كه من قاتل عثمانم . بياييد ميان من و شما كسانى حكم كنند كه هم اكنون در مدينهاند ؛ نه به طرفدارى من برخاستهاند نه به طرفدارى شما سپس هركس به اندازهء جرمى كه در اين حادثه داشته محكوم و ملزم شود » ؛ ( وَقَدْ زَعَمْتُمَا أَنِّي قَتَلْتُ عُثْمَانَ ، فَبَيْنِي وَبَيْنَكُمَا مَنْ تَخَلَّفَ عَنِّي وَعَنْكُمَا مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ ، ثُمَّ يُلْزَمُ كُلُّ امْرِئٍ بِقَدْرِ مَا احْتَمَلَ ) . ماجراى قتل عثمان بهانهاى بود براى كسانى كه بر ضد امام قيام كردند ؛ طلحه و زبير از يك سو و معاويه از سوى ديگر . گرچه حوادث زمان عثمان مىرفت كه تاريخ اسلام را از نظر بپوشانند ولى در عين حال گوياست و نشان مىدهد قاتلان عثمان و معاونان آنها چه كسانى بودند . به يقين طلحه از كسانى بود كه آشكارا به
--> ( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء علّامهء شوشترى ، ج 9 ، ص 352